مرتضى مطهرى
179
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىبرد . سخن ادوارد براون ادوارد براون ، مستشرق معروف ، در جلد اول تاريخ ادبيات كه تاريخ فكرى ايرانيها را بيان مىكند ، راجع به وضع ايرانيها در صدر اول اسلام بحث مىنمايد . در آنجا حرفهاى بسيار خوبى دارد . البته يك حرفهايى هم دارد كه اشتباه است و اصلًا يك نفر خارجى نمىتواند در اين گونه موارد اشتباه نكند « 1 » ، ولى يك حرفهايى دارد كه حسابى است . مىگويد : من كوشش مىكنم كه در اين كتابم خودم را از يك اشتباه بزرگ كه بعضى از هموطنانم مرتكب شدهاند مصون بدارم . آن اشتباه اين است كه بعضى از هموطنان من - كه نظرش به سرجان ملكم است كه كتاب تاريخ ايران را نوشته است - نام دو قرن اول اسلام براى ايران را « دو قرن سكوت » گذاشتهاند كه بعد از دو قرن ، دولت طاهريان و بعد سامانيان و بعد صفاريان تشكيل شد . در اين دو قرن ايرانيها از خود حكومتى تشكيل نداده بودند و حكومت در دست عربها بود . البته اينكه حكومت تشكيل نداده بودند يعنى ايرانى پادشاه يا خليفه نبود و الّا قدرتهايى به اندازهء قدرت خليفه تشكيل داده بودند ، وزارت مىكردند به طورى كه به اندازهء خود خليفه قدرت داشتند مانند برامكه يا فضل ذوالرياستين . منظورشان اين است كه دو قرن اول اسلام از نظر ايران ، دو قرن سكوت و خاموشى بوده است ؛ يعنى ايرانى اسلام را به طوع و رغبت نپذيرفت ، زور سياسى بود كه بر آنها تحميل شده بود و تا وقتى كه از خود پادشاهى نداشتند در سكوت و خاموشى بسر مىبردند . اين حرف سرجان ملكم انگليسى است ، كه در ايران همين حرف را به صورت كتابى درآوردند و اسمش را دو قرن سكوت گذاشتند و در آن كتاب تا توانستند به اسلام حمله كردند . اين حرف را يك انگليسى گفته است ، بعد انگليسى ديگر فاضلتر گفته است كه اين اشتباه است ، ولى خود ايرانيها اين حرف را رها نمىكنند . ادوارد براون مىگويد : ولى من كوشش مىكنم اين اشتباه را مرتكب نشوم ، براى اينكه اگر ما به تاريخ ايران مراجعه كنيم مىبينيم به اندازهاى كه ايرانى در آن
--> ( 1 ) يك كسى كه اهل يك فرهنگ است ، البته وقتى وارد يك فرهنگ اجنبى مىشود ممكن است اشتباه كند .